شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورشکه تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورشسماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایشمذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورشبیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمنبه لعب زهره چنگی و مریخ سلحشورشکمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردارکه من پیمودم این صحرا نه بهرام است و نه گورشبیا تا در می صافیت راز دهر بنمایمبه شرط آن که ننمایی به کج طبعان دل کورشنظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیستسلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورشکمان ابروی جانان نمیپیچد سر از
حافظولیکن خنده میآید بدین بازوی بی زورششعر از :
حضرت حافظ + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۱ ساعت 0:52 توسط سیده سارا ساداتی | بهترین وزیباترین شعرهایی که خوانده ام ...
ما را در سایت بهترین وزیباترین شعرهایی که خوانده ام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 75 تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 17:43